مجسمه و عکاسی

ویلیام هنری فاکس تالبوت در سال ۱۸۴۴ اظهار داشت : «پیکره ها ، نیم تنه ها و دیگر انواع مجسمه ها به خاطر سفیدی رنگشان به خوبی و به سرعت توسط هنر عکاسی تصویر می شوند.» عکاسی برای ثبت مجسمه کاملا مناسب است ، هر چند مجسمه و عکاسی دو هنر مجزا هستند ، یکی رسانه  دو بعدی و دیگری سه بعدی است . کابرد ویژه این رسانه ، ثبت و توزیع تصاویر مجسمه های مکشوفه ار کاوشها باستان شناسی قرن نوزدهم بود.

مجسمه و عکاسی

ویلیام هنری فاکس تالبوت

چنین مستندسازیهایی نیازمند عینیتی نظام مند بودند. در این راستا فرانسوا ویلم فرانسوی در سال ۱۸۵۹ فرایند «عکس مجسمه» را ابداع نمود که به واسطه آن می توانست با استفاده از عکس های بسیار و به کمک پانتوگراف ، مجددا مجسمه ها را از روی عکس ها بسازد.

چالش های بنیادی

هاینریش ولفیلین ، مورخ هنر سوئیسی ، در مجموعه مقالات خود با عنوان «چگونه از مجسه عکس بگیریم» (چاپ شده در نشریه لایپزیگ ، در سال های ۱۸۹۶ تا ۱۸۹۷) چالش های بنیادی این ژانر را که همانا اهمیت نورپردازی و زاویه دید بود بنیان نهاد. عکاسی از مجسمه در طی نیمه دوم قرن نوزدهم مجادله بین وفاداری به کیفیات زیباشناختی خود شی (نظیر عکس هایی ماکسیم دو کان از مجسمه های مصری) و قدرت بیانی مستقل عکس ( نظیر عکسهای شارل نگر از ابنیه تاریخی فرانسه) بود.

مجسمه و عکاسی

ادوارد استایکن

بارزترین نتایج این درگیری ادامه دار در قرن بیستم دیده شد : تصاویر متفکرانه ادوارد استایکن از مجسمه بالزاک آگوست رودن ، عکس های باشکوه براسای از مجسمه های پیکاسو و حتی تصاویر مستند آلفرد استیگلیتس از «چشمه»ی معروف مارسل دوشال (۱۹۱۷) که کمی بعد از گرفتن عکس از بین رفت. شاید مجسمه سازان ، خود بهترین مفسران عکس کارهایشان باشند. به عنوان نمونه می توان از کنستانتین برانکوشی نام برد ، که از سال ۱۹۲۵ شروع به عکاسی از کارهایش نمود. تصاویر به دست آمده ارتباط عمیقی بین مجسمه و کارگاهش را تبیین می کنند. از سوی دیگر زاویه دید ایده آل را برای بینندگان تعیین می کنند تا به بهترین نحو ارزش مجسمه او را در یابند.

مجسمه و عکاسی

کنستانتین برانکوشی

رابطه این دو هنر

از زمان برانکوشی عکاسان بسیاری رابطه بین مجسمه و عکاسی را به طرق بسیار متفاوت درک کرده و برای تهیه عکس هایی با ویژگی های تندیسی تلاش نموده اند. آنها توجه خود را به حجم ، بافت و فضا متمرکز نموده و عکسهایی خلق کرده اند که می توانند به عنوان نوعی مجسمه در نظر گرفته شوند خصوصا کارهای قطع بزرگ جف وال ، کریگی هورسفیلد و ژان مارک بوستامانت. آنها همچنین چگونگی برقراری ارتباط چنین عکسهای بزرگی را با تماشاگرانی که آنها را نگاه می کنند و محیطی که در آن به نمایش در می آیند، بررسی می کنند.

مجسمه و عکاسی

برند و هیلا بخر

دو سالانه ونیز در سال در سال ۱۹۹۲جایزه بخش مجسمه را به برند و هیلا بخر برای مجموعه عکس هایشان از انواع سیلو ها ، تانکرهای آب ، کوره های بلند و دیگر بناهای قدیمی صنعتی دنیای مدرن اعطا کرد. بدین ترتیب این دو سالانه بر رابطه نزدیک میان عکاسی و مجسمه سازی صحه گذاشت. عکاسان دیگر نظیر جان کاپلنز و دیتر اپلت آنچنان بدن خودشان را ثبت کردند که به نظر می رسد از عناصر تندیسی ساخته شده اند (رویکردی که هانس بلمر در دهه ۱۹۳۰ با عکسهای پریشان خود از عروسکها آغاز کرد).

بخوانید  پست مدرنیسم سیر تحولات گسترده در نگرش فلسفه ، هنر و فرهنگ ، و تاثیر عکاسی در آن

 


 

اطلاعات اجمالی
مجسمه و عکاسی (Sculpture and Photography) و رابطه بین این دو هنر
نام مقاله
مجسمه و عکاسی (Sculpture and Photography) و رابطه بین این دو هنر
توضیحات
مجسمه و عکاسی که در ظاهر دو هنر متفاوت اند اما در عمل رابطه تنگاتنگی دارند و عکاسان با نورهی و زاویه بندی خاص عکسهای مهمی از مجسمه های مشهور ثبت کرده اند.
نویسنده
ناشر
ژانگولر
نشان تجاری
دسته‌ها: عکاسیهنر

پاسخی بگذارید

logo-samandehi Secured by NED