زندگینامه جوزف پریستلی

جوزف پریستلی در سیزدهم مارس ۱۷۳۳ در شهر یورکشایر  انگلستان به دنیا آمد. هنگامی که جوزف هفت سال بیشتر نداشت پدرش که بافنده تهیدستی بود در گذشت. او نزد عمه اش رفت. او برای تحصیل علوم اداری وارد آکادمی «نان کامفورمیت» شد. وی چون از لحاظ مزاجی خوب نبود به همین دلیل در مدرسه به او سخت نمی گرفت. عمه جوزف جزو گروه دی سنتر (Dissenter) بود. آنها گروهی مذهبی و مخالف بعضی از عقاید کلیسای رسمی انگلستان بودند.جوزف پریستلی

پریستلی به توصیه عمه اش نزد روحانیون نیز به تحصیل علوم الهی پرداخت. او خیلی زود در آموختن زبانهای خارجه از همه پیشی گرفت و توانست براحتی به زبان های زنده دنیا (فرانسه ، ایتالیایی ، روسی و عربی) صحبت کند. اما چون وی با صاحبان نفوذ روحانی اختلاف نظر داشت و علاقه ای به مباحث علوم الهی نداشت او را از کلیسای پروتستان بیرون کردند.

شروع تحقیقات

پس از پایان تحصیلات ، پریستلی به روستای کوچکی رفت و مدتها به عنوان کشیش در آنجا با حقوق یک لیر در هفته مشغول به کار شد. جوزف علاقه عجیبی به تدریس داشت ، به همین دلیل با شور و شعف غیر قابل انتظاری تمام روز را در مدرسه محلی تدریس می کرد. او حتی گاهی اوقات نیز در خانه به تدریس خصوصی می پرداخت. در همین دوران شروع به نوشتن کتابی به نام «دستور زبان انگلیسی» کرد. پس از مدتی بر اثر لیاقتی که از خود نشان داد توانست به عنوان معلم زبان آکادمی دی سنتر انتخاب شود.

او در این مدرسه اولین گام را در راه علم براشت و به مطالعه در علم شیمی پرداخت. وی درباره شیمی و تجربیات و آزمایشاتی که انجام داده بود سخنرانی کرد. این تحقیقات مورد توجه شیمیدانان آن عصر قرار گرفت. پیشرفت او در علم شیمی تا حدی بود که در سال ۱۷۶۶ میلادی با انتشار کتاب «تاریخچه الکتریسیته و کاربرد آن در خدمت بشر» توانست به انجمن سلطنتی لندن راه پیدا کند. ناگفته نماند در همین سالها بود که بنجامین فرانکلین ، فیزیکدان مشهور آمریکایی برای برنگیختن حس همدردی مردم انگلستان از استقلال آمریکا به این کشور سفر کرد. جوزف از ورود او آگاه شد و برای دیدار او به لندن رفت و تحت تاثیر استدلالهای منطقی و قابل قبول او به صف آزادیخواهان پیوست.

بخوانید  الکساندر فلمینگ (Alexander Fleming) کاشف پنی‌سیلین
جوزف پریستلی
بنجامین فرانکلین

گاز کربنیک

پریستلی خانه ای در مجاورت یک کارخانه آبجوسازی داشت. روزی به کارخانه رفت و گازی را که از خمره ها بیرون می آمد ، جمع آوری و آزمایشات و تحقیقاتش را بر روی گازها آغاز کرد. روزی او قطعه چوبی را سوزاند و در معرض گازی که از خمره خارج می شد قرار داد و شعله چوب خاموش شد. پس از مدتی پریستلی طرز تهیه این گاز را یاد گرفت و آن را گاز کربنیک نام نهاد. او بارها دست به آزمایش زد. در یکی از همین آزمایش ها بود که گاز کربنیک را با آب حل کرد و توانست برای اولین بار راه تهیه مشروبات غیر الکلی را کشف کند.

او همچنین بعد از کشف کربنیک دست به یک آزمایش دیگر زد. جوزف مقداری زغال را سوزاند و حاصل آن که گاز کربنیک بود جمع کرد و آن را به وسیله آب آهک جذب کرد. او با خودش گفت اگر گاز کربنیک را بردارم چیزی باقی نمی ماند. اما متوجه شد که چیزی باقی مانده که آن عبارت بود از گازی بی رنگ و بی بو ، که نام آن را گاز فلوژستیک نهاد. که همان گاز ازت بود و برای احتراق و تنفس نقشی نداشت. همین کشفیات بود که برای او ، مدال طلا علمی را به ارمغان آورد.

کشف اکسیژن

این کشفیات باعث شهرت پریستلی شد. دولت فرانسه او را به استادی آکادمی علوم انتخاب کرد. لرد شلبورن (Lord Shelburn) اداره آزمایشگاه های قصرش را به جوزف سپرد و مبلغی برابر ۲۵۰ لیر به عنوان حقوق برای او در نظر گرفت.او در یکی از آزمایشات خود وقتی می خواست اکسید جیوه را حرارت دهد گازی از آن متساعد شد ، او متوجه شد که این گاز ۵ برابر هوای معمولی فعالتر می باشد و نور شمع را تقویت می کند.  او به اتفاق لرد به فرانسه رفت و با آنتوان لاووازیه شیمیدان فرانسوی آشنا شد و با او درباره گازی که کشف کرده بود مشورت کرد ، این گاز همان اکسیژن بود که پرستلی آن را در سال ۱۷۷۴ برای اولین بار کشف کرد.

جوزف پریستلی
آنتوان لاووازیه

در سال ۱۷۸۰ ، پریستلی عضو انجمن دانشمندان لونار شد. اعضای این انجمن را کسانی چون جاشوا وج وود (Jasiah Wedgwood) اشراف زاده ، جیمز وات (James Wott) مخترع ماشین بخار و اراسموس داروین (Erasmus Darwin) پدر بزرگ چارلز داروین بودند. پریستلی هیچگاه حاضر نشد از اکتشافاتش استفاده مالی ببرد. او دوست داشت اکتشافاتش را در راه پیشرفت علم و دانش بشری بکار گیرد.

بخوانید  ماری کوری (Marie Curie) و کسب دو جایزه نوبل در دو رشته مختلف

انقلاب فرانسه

او در بحران انقلاب کبیر فرانسه سر و صدای زیادی به پا کرد و به همین دلیل نتوانست تحقیقاتش را به پایان برساند. در مقالاتی که می نوشت به قوانین آزادی و تساوی حقوق و برادری اشاره می کرد. ادموند بورک در مجلس عوام به او حمله کرد و او را ضد مذهب نامید. در ۱۴ ژوئیه ۱۷۹۱ ، عده ای آشوبگر به خانه پریستلی ریختند و خانه او را با تمام کتابها و لوازمش به آتش کشیدند. جوزف در این حادثه آسیبی ندید ، ولی خساراتی که در این حادثه به او وارد شد غیر قابل برگشت بود. او به انگلستان رفت. در آنجا مردم او را خائن و ضد مذهب نامیدند. نتیجه این نارضایتی ها این شد که رابطه او با انجمن سلطنتی قطع شد.

سپس او که زندگی در انگلستان برایش سخت بود ، در سال ۱۸۹۴ به آمریکا عزیمت کرد و در آمریکا با استقبال شدید مردم رو به رو شد. دانشمندان و رهبران سیاسی و حتی جامعه کشیشان او را در مجمع خود پذیرفتند . پستهای مهمی ، از استادی شیمی دانشگاه پنسیلوانیا تا کشیشی به او پیشنهاد شد. بنجامین فرانکلین از او بگرمی استقبال کرد. او با توماس جفرسون و جورج واشنگتن نخستین رئیس جمهور آمریکا آشنا شد. سپس به نور تامبرلند رفت و نزد دو پسرش زندگی کرد. آزمایشگاهی برای خود ساخت و تحقیقاتش را آغاز کرد. امروزه خانه او مرکز بازدید توریستهایی است که از سراسر دنیا برای دیدن آزمایشگاه او می آیند و با وسایل آزمایشگاهی او آشنا می شوند.

جوزف پریستلی
مجسمه پریستلی ، در میدان چمبرلین ، بیرمنگام ، انگلیس

مرگ

پریستلی اولین کسی بود که اکسیژن را کشف کرد و پی برد گیاهان می توانند اکسیژن تولید کنند. او آزمایش ساده ای ترتیب داد و شمع و گیاهی را در اتاقی سر بسته بدونه اکسیژن قرار داد و پس از ده روز مشاهده کرد شمع با شعله پر نورتری می سوزد و بدین ترتیب توانست راه تهیه اکسیژن را کشف کند. او حتی توانست گاز سمی Co یعنی منو اکسیدکربن را کشف کند. سرانجام جوزف پریستلی در ۶ فوریه سال ۱۸۰۴ میلادی در سن ۷۰ سالگی چشم از جهان فرو بست.